تغییرات مایع آمنیون در دوران بارداری

مایع آمنیوتیک ماده ای است که جنین رادر کیسه جنین احاطه کرده است.

 


ادامه نوشته

غربالگری سه ماهه دوم

از رايج‏ترين روش‏هاى غربالگرى سندرم داون تست‏هاى كُوآد ماركِر است كه شامل اندازه ‏گيرى چند محصول باردارى در خون مادر و مقايسة مقادير به ‏دست آمده با مقادير نرمال جامعه می باشد.

ادامه نوشته

تعیین جنسیت

ادامه نوشته

زایمان درآب

ادامه نوشته

وداع با دانشگاه

سلام به همه ی دوستان خوبم

با عرض پوزش اگه برا مدتی نتونستم پاسخ سوالهایتان را بدم یا مطلب جدیدی نگذاشتم .

مدت طولانی درگیر بیمارستان و کارورزی ها بودم وامروز بالاخره حکایت پر شدن امار زایمان ها تموم شد و امتحان فینال را هم با موفقیت گذراندیم.چون این اتفاق برام خیلی مهم بود خواستم به اطلاع بازدید کننده های عزیزم هم برسونم.

اینو برا بچه های مامایی تعریف میکنم حس عجیبی داره وقتی تموم میشه ،تا همین دیشب دعا میکردم زودتر تموم شه حالا که تموم شد هنوز ۲۴ ساعت نشده دلم برا همه چی تنگ شده برای شیفت های شب لیبر برای درمانگاه ... وقتی کارت دانشجویی ام را تحویل دادم دستم لرزید .

دلم برا دانشگاه آزاد واحد پزشکی تهران تنگ میشه دلم واسه استادامون ، مربی هامون ...تنگ میشه . دلم واسه این بخش از زندگیم با تمام خاطراتش تنگ میشه.

امیدوارم از لحظه به لحظه این دوران قشنگ زندگیتون استفاده کنید و موفق و موید باشید .

پرسش و پاسخ

دوستان بازدید کننده می توانند از طریق نظرات یا یاهو ایدی بنده هر گونه سوالی که در حیطه بیماریهای زنان و بارداری و ناباروری و تنظیم خانواده دارند بپرسند به امید این که بتوانم در اسرع وقت پاسخ شما عزیزان را بدهم.

سقط عادتی یا تکراری

سقط عادتی یا تکر اری

با از  دست رفتن جنین به تعداد دفعات سه یا بیشتر که معمولآ قبل از ۲۰ هفتۀ حاملگی و بصورت خودبخودی است،  مشخص می شود. در ۵۰ درصد خانم های با سقط  تکراری علت واضحی برای این مسئله پیدا نشده است

علل سقط تکراری

۱-اختلالات رحمی     ۲- نارسائی دهانۀ رحم     ۳- عفونت ها      4-اختلالات اندوکرین     5-  علل هورمونال  6-اختلال فاکتور های ایمونولوژیک   7- اختلالات پلاکتی و فاکتورهای انعقادی خون( ترومبوتیک)  8- اختلالات ژنتیک و کروموزومی     9- فاکتورهای محیطی و فاکتورهای عصبی و غیره.

در ادامه هر کدام از اختلالات فوق مورد بررسی  بیشتر قرار می گیرد:

۱-اختلالات رحم شامل اختلالات مادرزادی در ساختمان رحم و فیبروم رحم و چسبندگی رحم می باشد. علت سقط در زنانی که دارای ناهنجاری رحمی هستند بدرستی معلوم نیست اما غالبا کاهش خونرسانی رحم 0چون با روند طبیعی لانه گزینی و تشکیل جفت تداخل میکند) و کاهش حجم حفره رحم میدانند . این اختلال با سونوگرافی قابل تشخیص است .

اختلالات مادرزادی رحم که حدود ۱۵درصد سقط های تکراری را شامل می شود و نخستین علت شناخته شدۀ سقط تکراری است.

این اختلال به صورتهای مختلف است:
رحم با دیوارۀ اضافی داخل حفرۀ آن( رحم سپتوم دار)- این یک اختلال شایع و همراه با سقط تکراری است. ممکن است در ایجاد یک حاملگی موفق  اختلالی ایجاد نکند و ممکن است باعث سقط در سه ماهۀ اول یا سه ماهۀ دوم شود. و یا ممکن است باعث عدم حاملگی شود. تشخیص با سونوگرافی ،عکس رنگی رحم و سایر متدهای جدید از جمله هیستروسکوپی میباشد. درمان آن باعث حاملگی موفق با درصد بالا می شود.

 
رحم دو شاخه و یک شاخه : رحم دو شاخه اغلب دربه ثمر رسیدن یک حاملگی مشکلی ایجاد نمی کند. برای رحم دو شاخ و یک شاخ جراحی توصیه نمی شود. در رحم یک شاخه بهترین راه تشخیص  MRI  است. و زمانیکه مادر در دوران بارداری از هورمون استروژن سنتتیک استفاده می کند ( دی اتیل استیل بسترول) باعث نقایصی در رحم جنین دختر می شود که در آینده می تواند باعث سقط های مکرر در آن دختر شود.

 

 
چسبندگی داخل رحم(سندرم آشرمن): در اثر ضربه به بافت پوشاننده حفره رحم ایجاد می شود.این مشکل معمولا به دنبال یک کورتاژ نامنتاسب ویا عفونت به دنبال کورتاژ به وجود می آید و در نتیجه به علت تنگی حفره و نداشتن بافت کافی جهت پاسخ به هورمونهای رحمی،امکان بارداری کاهش می یابد. با جراحی و درمان داروئی امکان بهبودی وجود دارد.

 
فیبروم رحم:بسیاری از خانمها با فیبروم یک باروری نرمال و بدون عارضه دارند. ایجاد سقط در میوم رحم بسته به سایز و جایگزینی آن در رحم است.میوم های داخل حفره رحم بیشتر از سایر انواع آن ایجاد سقط می کنند . معمولا ایجاد مشکل در ابتدای باروری است، میوم باعث کاهش خون رسانی به محل کاشته شدن تخمک بارور شده می شود،و درصورتیکه بزرگ باشد، با ایجاد کاهش فضا مانع رشد محصولات بارداری شده و سر انجام باعث از بین رفتن آن می گردد و تقریبآ همیشه با خونریزی در دوران بارداری همراه می باشد.در صورت تشخیص قبل از بارداری با تکنیکهای مدرن جراحی قابل درمان است.

۲-نارسائی دهانۀ رحم یا بی کفایتی سرویکس: دهانۀ رحم (یا سرویکس) ضعیف باعث سقط تکراری می شود، و معمولآ به صورت باز شدن زودرس و ناگهانی و بدون درد دهانۀ رحم بوده و ایجاد زایمان زودرس می کند،که معمولآ در سه ماهۀ دوم بارداری رخ میدهد . درمان آن توسط دوختن دهانۀ رحم(سرکلاز) است.

۳-عفونت ها: ابتلاء مادر به عفونت هایی مثل توکسوپلاسموز- سرخجه- ویروس هرپس- تب خال- و شاید مالاریا و سل و غیره امکان سقط تکراری را بالا می برد. بیماریهای شدید مادراز جمله بیماریهای قلبی شدید ، بیماری خونی شدید،سرطان و بیماریهای التهابی روده میتواند باعث سقط های مکرر شود . ازمایشات شامل:

Toxoplasma (IgA ,IgM)                                         

Listeria (IgA , IgM)                                             

Rubella (IgA , IgM)                                             

CMV (IgA , IgM)                                                

4- اختلالات اندوکرینی: LPD یا نقص در فاز لوتئال سبب میشود تا تخمدان عملکرد خوبی نداشته باشد و پرو ژسترون کافی تولید نشود یا اینکه تاثیر نامناسبی را پروژسترون روی اندومتر بگذارد.

زیادی LH  و وضعیتی که در ان هورمون مردانه زیاد ترشح میشود هم میتواند باعث سقط شود .

5-علل هورمونال: بیماریهائی مثل کم کاری و پرکاری تیروئید – دیابت کنترل نشده- تولید ناکافی پروژسترون – پرولاکتین بالا، باعث سقط تکراری میشود. خانم های با تخمدان پلی کیستیک به علت افزایش انسولین بالا در آنها و آندروژن بالا ریت بیشتری از سقط تکراری دارند. و آزمایشهای زیر در انها باید بررسی شود:

FBS –TSH-T3-T4-PRL-LH-Progestrone - Testostrone                       

6-اختلال فاکتورهای ایمونولوژیک:احتمال سقط جنین در زنان مبتلا به لوپوس 10تا50درصد گزارش شده است.همراهی لوپوس با سندرم انتی فسفولیپید بیشترین خطر سقط را در پی دارد تا 50 در صد و احتمال سقط مجدد 85% است . سندرم آنتی فسفولیپید که یک مورد شایع و شناخته شدۀ سقط تکراری است. در این نوع اختلال ،از دست رفتن جنین به علت لخته شدن خون در عروق جفت تازه تشکیل شده است . بیشترین زمان از دست رفتن جنین در سه ماه اول بارداری است، ولی میتواند در سه ماه دوم و سوم نیز باشد. قابل توجه است که بسیاری از خانم ها با این اختلال هیچ مشکلی در بارداری ندارند، درحالیکه عده ای دیگر با همین اختلال دچار عوارض بارداری از جمله سقط مکرر می شوند. این اختلال ۱۵% شانس سقط عادتی را بالا می برد. در این افراد باید آزمایشات زیر انجام شود:

 ANA - Anti Sm - Anti phospholipids - Anti DSDNA                        

وآنتی بادیهایLA - aCL

 7-اختلالات پلاکتی و فاکتور های انعقادی خون (ترومبوتیک) : در اینجا نقایصی در فاکتور های ۹و۱۰ و سایر فاکتورهای انعقادی خون وجود دارد و باعث میشود فیبرین تولید شده،جهت کاشته شدن تخمک بارور شده در نسوج رحمی ناکافی بوده و باعث ایجاد لخته در عروق مربوط به جفت در همان ابتدای بارداری شود و در نتیجه جنین نو پا تغذیه ی کافی جهت زنده ماندن نداشته و از بین برود. این اختلال %۵۰ تــا۶۰ % سقط های تکراری را ایجاد می کند. بخوبی قابل درمان است وتا ۹۸% احتمال بارداری موفق وجود دارد. این در صورتی است که پزشک تشخیص دهد و درمان کند. سقط تکراری بعلت اختلالات انعقادی وپلاکتی دو مکانیسم دارد: اول-تمایل به خونریزی در بارداری زیاد می شود، و با از دست رفتن خون امکان بارداری به ثمر رسیده کم می شود. دوم- زیاد شدن استعداد ایجاد لخته در عروق (ترومبوز عروق و بسته شدن آنها).

اختلالات انعقادی یک علت شایع از دست رفتن جنین است. درمان با آسپیرین و هپارین و کورتن طبق دستور پزشک صورت گرفته و ریت موفقیت بسیار بالا است.

 

 کمبود پروتئین C,Sا انتی ترومبینIII  میتوانند ایجاد سقط در سه ماه دوم و سوم کنند. مرده زایی در این بیماران شایعتر است.

 

8- اختلالات کروموزومی : مشاوره ژنتیک به تشخیص سقط در این افراد کمک میکند.

بیماریهای واژن

ادامه نوشته

اختلالات هیپرتانسیو حاملگی

ادامه نوشته

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله





1. در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

2. در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

3. در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته، محروم می‌كند.

4. در 30 سالگی پی بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

5. در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چیزی است كه خود می‌سازد.

6. در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم.

7. در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می‌دهند.

8. در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.

9. در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

10. در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می‌توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

11. در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز كه میل دارد بخورد.

12. در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارت‌های خوب نیست؛ بلكه خوب بازی كردن با كارت‌های بد است.

13. در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه می‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

14. در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.
15. در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
.

تغذيـه شيـرخوار با شيـرمادر در جريان بيماری های مادر و شيرخوار

ادامه نوشته

تخمک گذاری و نشانه های آن



ادامه نوشته

بررسی ضربان قلب جنین حین زایمان



ادامه نوشته

راهنمای غذایی بیماران دیابتی

.
ادامه نوشته

مشکلات شایع دوران بارداری

.

ادامه نوشته

مشاوره ی قبل از حاملگی

.






ادامه نوشته

مراقبت های پره ناتال

مراقبت های پره ناتال:

تعریف:یک برنامه ی جامع مراقبت های قبل از تولد که شامل رویکردهای هماهنگ و یکپارچه به مراقبتهای طبی و حمایت های روانی - اجتماعی است و در شرایط بهینه قبل از حاملگی شروع می شود و تا کل دوره ی قبل از زایمان ادامه پیدا می کند.
این برنامه شامل بخشهای زیر است:
1-مراقبتهای قبل از حاملگی (قبل از لقاح)
2-تشخیص سریع حاملگی
3-مراجعه ی اول برای مراقبت های حاملگی
4-ویزیتهای پیگیری پره ناتال

تشخیص حاملگی:
روند تشخیص حاملگی معمولا زمانی آغاز می شود که زنان با علایم حاملگی و احتمالا با نتیجه ی مثبت تست ادراری خانگی حاملگی مراجعه می کنند. به طور بارزدر این زنان از تست تاییدی برای بررسی گنادوتروپین کوریونی انسان (hCG)در ادرار یا خون استفاده می شود.
نشانه ها و علایم :
1-قطع شدن قاعدگی (فقدان قاعدگی فقط در صورتی از شواهد قابل اعتماد حاملگی است که 10 روز یا بیشتر از شروع مورد انتظار دوره ی قاعدگی سپری شده باشد.
نکته:
گاهی اوقات بعد از بروز حاملگی خونریزی رحمی که تا حدودی موید قاعدگی است رخ می دهد. یک یا دو اپیزود ترشح خونی که تا حدودی یادآور قاعدگی است و گاهی با قاعدگی اشتباه می شود در نیمه ی اول حاملگی ناشایع نیست. این اپیزودها به عنوان حالتی فیزیولوزیک تفسیر می شوند و احتمالا در اثر لانه گزینی بلاستوسسیت رخ می دهند.
2-تغییرات موکوس سرویکس:ازحدود روز هفتم تا روز هجدهم سیکل فاعدگی الگوی سرخس مانندی (FERNLIKE ) در موکوس خشک شده ی سرویکس دیده می شود.تقریبا پس از روز 21 الگویی متفاوت با نمای دانه تسبیحی یا سلولار تشکیل می شود .این الگوی دانه تسبیجی نیز معمولا در دوران حاملگی به چشم میخورد.
هنگامی که استروزن تولید می شود موکوس سرویکس نسبتا غنی از کلرید سدیم است.
3-تغییرات پستانها:در زنان مولتی پار این تغییرت کمتر مشخص هستند.
4-تغییر رنگ مخاط وازن :در جریان حاملگی مخاط وازن معمولا به رنگ آبی تیره یا قرمز متمایل به ارغوانی وبا ظاهر پرخون دیده می شود که به این حالت نشانه ی چادویک می گویند.
5-تغییرات پوست:افزایش پیگمانتاسیون و تغییرات ظاهر استریاهای شکمی در حاملگی شایع هستند اما برای حاملگی جنبه ی تشخیصی ندارند.
6-تغییرات رحم:در جریان حاملگی رحم با قوام خمیری یا الاستیک احساس می گردد .در معاینه ی دو دستی می توان سرویکس سفتی را لمس کرد که با توجه به نرمتر بودن جسم رحم و قابل فشار بودن و نرمی ایسم کاملا از این بخشها قابل افتراق است این کنتراست نشانه ی هگار نامیده می شود.
7-عملکرد قلب جنین:به طور متوسط در هفته ی 17 حاملگی می توان از طریق سمع با گوشی استاندارد تقویت نشده (معمولی )ضربان قلب جنین را تشخیص دادو در هفته ی 19 تقریبا در تمام حاملگیها در زنان چاق این کار امکان پذیر است.
با تجهیزات داپلر تقریبا در هفته ی 10 فعالیت قلب جنین را تشخیص داد.
درک حرکات جنین:در هفته ی 20 ویا در این زمان معاینه کننده می تواند اولین بار حرکات جنین را کشف کند.
اولین بررسی پره ناتال:اهداف اصلی این بررسی به شرح زیر هستند:
1-توصیف وضعیت سلامت مادر وجنین
2-براورد سن حاملگی
3-آغاز طراحی برای مراقبتهای زایمانی
تعریفها:در مورد ثبت یک پرونده ی پره ناتال صحیح تعریفهای چندی به شرح زیر وجود دارند:
نولی گراوید:زنی که در حال حاضر و همچنین قبل از این هرگز حامله نبوده است.
نولی پار:زنی که هرگز یک مورد حاملگی را تا بعد از هفته ی 20 ادامه نداده است.
پرایمی پار:زنی که فقط یکبار جنین یا جنینهای زنده یا مرده با طول حاملگی 20 هفته یا بیشتر به دنیا آورده است.
مولتی پار:زنی دو یا بیش از دو حاملگی را تا هفته ی 20 ی بیشتر به پیش برده است.
گراویدا:زنی که صرفنظر از پیامد حاملگی در حال حاضر یا قبلا حامله بوده است.

مدت طبیعی حاملگی:
از اولین روز آخرین قاعدگی طبیعی محسوب می شود وبسیار نزدیک به 280 روز یا 40 هفته می باشد.
یکی از روشهای مرسوم برای براورد روز مورد انتظار زایمان افزودن 7 روز به تاریخ اولین روز آخرین قاعدگی طبیعی و کم کردن 3 ماه از تاریخ حاصل است.
به طور مرسوم دوران حاملگی به 3 سه ماهه ی مساوی تقسیم می شود: سه ماهه ی اول تا پایان هفته 14 و سه ماهه ی دوم تا پایان هفته ی 28 وسه ماهه ی سوم از هفته ی 29 تا پایان هفته ی 42حاملگی ادامه می یابد.
شرح وحال: کسب اطلاعات مفصل از شرح وحال زایمان قبلی اهمیت اساسی دارد.
شرح وحال قاعدگی فوق العاده حایز اهمیت است.
آگاهی از مصرف یا عدم مصرف کنتراسپتیوهای استروییدی در دوره ی قبل از حاملگی مساله ی حایز اهمیت است.
غربالگری روانی اجتماعی نکته مهمی است.
استعمال دخانیات
مصرف الکل وداروهای غیر مجاز در دوران حاملگی باید سوال شود.
غربالگری خشونت های خانگی باید صورت گیرد.
معاینه ی فیزیکی:در اولین ویزیت پره ناتال باید معاینه ی فیزیکی عمومی و کاملی به انجام رسد.
معاینه ی لگن
درخواست تست های آزمایشگاهی:نظیر هماتوکریت وهموگلوبین وگروه خون و فاکتور Rhوتست تحمل گلوکز وکشت ادرار و تست سیفیلیس وآنتی زن سطحی هپاتیت Bو...
ویزیتهای بعدی پره ناتال: ویزیتهای پره نا تال بعدی در فواصل 4 هفتگی تا هفته ی28 وسپس در فواصل 2 هفتگی تا هفته ی36 و بعد از آن هفته ای یکبار برنامه ریزی می شود.
نظارت پره ناتال:در هر ویزیت مجدد برای تعیین سلامت مادر و جنین از مراحلی استفاده می شود:
جنین :
- تعداد ضربان قلب
-میزان مایع آمنیون
-عضونمایش و جایگاه آن (دراواخرحاملگی)
-فعالیت

مادر:
-فشار خون
-وزن
-علایم :شامل سردرد /تغییر بینایی/درد شکم /تهوع واستفراغ /خونریزی/نشت مایع ازوازن ودیروزی
-ارتفاع فوندوس رحم
-در معاینه ی وازینال در اواخر حاملگی اغلب اطلاعات ارزشمندی به شرح زیر حاصل می شود:
-شکل و ترتیب عضو نمایش
-جایگاه عضو نمایش
-برآوردبالینی ظرفیت لگن و شکل کلی آن
-قوام /افاسمان/ اتساع سرویکس

بررسی سن حاملگی:
یکی از ارزیابی های مهم در معاینات پره ناتال است. بین هفته های 20 تا 31 ارتفاع فوندوس رحم بر حسب سانتی متر ارتباط نزدیکی با سن حاملگی بر حسب هفته دارد.(چاقی ممکن است این ارنباط را بر هم بزند)
سونوگرافی :سونوگرافی در بین هفته های 8 و 16 در پیش بینی موعد واقعی زایمان تا حدودی دقیقتر است.
تستهای آزمایشگاهی بعدی:
اگر نتایج اولیه ی تستها طبیعی باشند اکثر تستها نیازی به تکرار ندارند.
غربالگری سرم مادر در هفته های 16 -18 برای تشخیص نقایص لوله عصبی باز و برخی از اختلالات کروموزومی توصیه می شود.تعیین هماتوکریت یا هموگلوبین همراه با بررسی سرولوزیک سیفیلیس در صورت شایع بودن در جمعیت باید در حوالی هفته های 28-32 تکرار شود.
تستهای پره ناتال فرعی:
دیابت حاملگی : در هفته های 24 -28
عفونت کلامیدیایی :زنانی که در معرض خطر بالای عفونت کلامیدیا تراکوماتیس هستند باید در اولین ویزیت پره ناتال از این نظرغربالگری شوند.
عفونت گنوکوکی :در زنان دارای عوامل خطر و یا علاینم سوزاک در اولین ویزیت پره ناتال و مجددا در سه ماهه سوم کشت از نظر نایسریا گنوره انجام شود.
فیبرونکتین جنینی:از شناسایی این پروتیین در مایع وازینال برای پیش بینی زایمان پره ترم در زنان دارای انقباضات استفاده می شود.(غربالگری روتین این ماده توصیه نمیشود.)*
عفونت با استرپتوکوکهای گروه بتا :در حال حاضر چنین پیشنهاد می کنند که در تمام زنان بین هفته های 35 و 37 کشت وازن و رکتوم از نظرGBS به انجام رسد .ودر زنانی که نتیجه ی کشت آنان مثبت بود پروفیلاکسی ضد میکروبی حین زایمان آنان صورت گیرد.



دیابت حاملگی




به هر گونه اختلال در تحمل گلوکز که برای اولین بار در حاملگی تشخیص داده شود دیابت حاملگی اطلاق می شود .(شروع این اختلال می تواند در حاملگی و یا پیش از حاملگی بوده باشد.)
دیابت حاملگی تقریبل 4 درصد از بارداریها را گرفتار می کند و90 درصد از بارداری هایی که توسط دیابت عارضه دار می شوند ناشی از دیابت حاملگی هستند.
از نظر پاتوفیزیولوژی دیابت حاملگی با دیابت تیپ 2 شباهت بیشتری دارد یعنی مکانیسم های دخیل در بروز اختلال عبارتند از : - کاهش ترشح انسولین - مقاومت به انسولین -افزایش تولید گلوکز
ریسک فاکتورها
- سابقه خانوادگی
چاقی
افزایش سن مادر
گروه های نژادی غیر سفید پوست
سابقه ی زایمان نوزاد درشت (بیشتر از 4 کیلو گرم)
حاملگی چند قلویی
...
عوارض دیابت حاملگی :
عوارض مادری:
زایمان پیش از موعد
عوارض عفونی
هیدرو آمنیوس
فشار خون بالا
وخامت رتینو پاتی دیابتی
افزایش زایمان به روش سزارین

................................................................................................................
نفروپاتی دیابتی مهمترین عارضه ی دیابت از نظر تاثیر بر نتایج حاملگی است در زنان مبتلا به نفروپاتی میزان بروز عوارض زیر به طور قابل توجهی افزایش می یابند:
پره اکلامپسی
زایمان پیش از موعد به دلیل دیسترس جنینی
مرده زایی
تولد نوزادانکوچک نسبت به سن حاملگی
.................................................................................................................
عوارض جنینی و نوزادی :
مرگ و میر پری ناتال
مالفورماسیون های مادرزادی
اختلالات رشد جنین (ماکروزومی و افزایش وزن جنین (وزن تولد بیش از 4000 گرم ) در حداقل 25 درصد از حاملگی های عارضه دار شده به وسیله ی دیابت مشاهده می شود .میزان مرگ ومیر نوزادی در این گروه بالاتر است.).
ناهنجاریهای متابولیک:شامل هیپو گلایسمی /هیپو کلسمی /هایپر بیلی روبینمی / پلی سیتمی
کاردیو میو پاتی
سندرم زجر تنفسی

غربالگری دیابت حاملگی :
به طور روتین بین هفته های 24-28 بارداری صورت میگرد.

تشخیص از طریق دو روش صورت میگیرد:
روش دو مرحله ای : مرحله اول : تست تحمل گلوکز خوراکی یک ساعته که پس از تجویز 50 گرم گلوکز خوراکی بدون توجه به ناشتا بودن یا نبودن بیمار انجام می گیرد. در صورتی که گلوکز سرم پس از یک ساعت مساوی یا بیشتر از140 میلی گرم پر دسی لیتر باشدباید مرحله ی (2)غربالگری انجام شود.
مرحله دوم:تست تحمل گلوکز خوراکی 3 ساعته
پس از تجویز 100 گرم گلوکز خوراکی در حالت ناشتا گلوکز 1 و 2 و3 اندازه گیری می شود .در صورتی که 2مورد از 4 نتیجه ی زیر بالاتر از حد طبیعی باشند تشخیص دیابت حاملگی مطرح می شود.
1- قند ناشتا > 95 میلی گرم پر دسی لیتر
2- ساعت (1) > 180
3- ساعت (2) > 155
4- ساعت (3) >140

روش یک مرحله ای :
تست تحمل گلوکز دو ساعته پس از تجویز 75 گرم گلوکز در حالت ناشتا گلوکز سرم 2 ساعت بعد از اندازه گیری شود . در صورتی که میزان قند سرم پس از 2 ساعت بیش از 200 باشد دیابت و در صورتی که میزان قند بین 140 – 200 باشد تست تحمل گلوکز مختل مطرح خواهند شد.
.................................................................................................................
هشدار
وجود هر یک از یافته های زیر مطرح کننده ی احتمال وجود دیابت بارداری بوده و نیازمند انجام بررسی های فوری در این زمینه می باشد :
افزایش بیش از حد وزن مادر
بروز ادم در مراحل اولیه بارداری
وجود پلی هیدروآمنیوس
تخمین وزن جنینی
مشاهده ی آنومالی های مادرزادی در سونوگرافی
..................................................................................................................درمان:
رژیم غذایی و ورزش
افزودن رژیم انسولین
اساس درمان دیابت حاملگی درمان با رژیم غذایی است.

استفاده از داروهای خوراکی پائین آورنده ی قند خون در طی بارداری مجاز نیست.

پایش و نظارت در طول بارداری:
- اندازه گیری گلوکز خون توسط خود بیمار 4 تا 7 بار در روز
- کنترل فشار خون
- معاینه وضعیت شبکیه و کلیه ها ( در زنانی که از قبل دچار دیابت بوده اند.)
بررسی های پی در پی سونوگرافی ( هر 4 تا 6 هفته ) جهت بررسی چگونگی رشد جنین و حجم مایع آمنیوتیک
- شمارش روزانه ی حرکات جنین ( از حدود هفته ی 28)
انجام تست های سلامت جنین ( از هفته 32 تا 34 حاملگی)

در مادران مبتلا به دیابت بارداری با کنترل ضعیف قند خون ونوزاد ماکروزوم القاء زایمان در هفته ی 38 بارداری توصیه می شود.
مهمترین هورمون مسبب افزایش مقاومت به انسولین در بارداری هورمون پرولاکتین جفتی می باشد هورمون های استروژن و پروژسترون و کورتیزول نیز در این مسئله تا حدودی دخیل هستند.

میزان بروز باکتریوری بدون علامت در دیابت بارداری تا 3 برابر افزایش می یابد. بنابراین تشخیص پیگیری و درمان قاطع باکتریوری در این بارداریها اهمیت بسیاری دارد.





تغذیه در دوران بارداری

نيازهاي تغذيه اي در دوران بارداري
نياز به انرژي

زن باردار بسته به سن، فعاليت بدني، وضعيت فيزيولوژيک و خصوصيات آنتروپومتريک به مقدار خاصي انرژي نياز دارد و بنابراين تعيين مقدار مطلق انرژي مورد نياز براي خانم هاي باردار ممکن نيست. به عنوان مثال نياز يک مادر 18 ساله و يک مادر 35 ساله با هم يکسان نخواهد بود. يک خانم غيرباردار با وضعيت بدني متوسط و با فعاليت متوسط، مقداري در حدود 2000 تا 2200 کيلوکالري انرژي روزانه نياز دارد که در دوران بارداري اين نياز افزايش مي‌يابد. علاوه بر نيازهاي جنين، مقداري انرژي جهت کيسه آمنيون، افزايش حجم پستان ها، افزايش حجم خون در گردش مادر، تحمّل و حرکت دادن مادر با وزني بيش از سابق، و همچنين تدارک مقداري چربي که براي شيردهي ذخيره مي‌شود ضروري است. البته بايد توجه داشت که عموما فعاليت بدني مادر همزمان با افزايش وزن، کاهش مي‌يابد که اين خود در پيش بيني مقدار انرژي مورد نياز مادر لازم است مورد توجه قرار گيرد. مقدار متوسط افزايش انرژي مورد نياز روزانه در سه ماهه اوّل بارداري حدود 100 کيلو کالري، در سه ماهه دوّم حدود 200 کيلو کالري و در سه ماهه سوّم حدود 300 کيلو کالري مي‌باشد. دوره بارداري براي کاهش وزن و شروع رژيم کم کالري به هيچوجه مناسب نيست ولي چنانچه افزايش وزن مادر سريع باشد لازمست با تنظيم رژيم غذايي مناسب بدون لطمه زدن به کيفيت رژيم غذايي نسبت به کاهش انرژي دريافتي، اقدام شود. کاهش کميّت غذاي مصرفي مادر اغلب با کاهش کيفيت رژيم غذايي همراه است و ممکن است سبب کوچک ماندن جنين شود. در بعضي مادران باردار تجمع آب در بدن اتفاق مي‌افتد که گاهي با افزايش وزن مناسب اشتباه گرفته مي‌شود و در نتيجه کاهش ذخاير بدن مادر پنهان مي ماند.
نياز به پروتئين ها

مهمترين نقش پروتئين، ساختماني است و بنابراين رشد جنين و ضمائم آن کاملا به آن بستگي دارد. يک زن غير باردار، روزانه به يک گرم پروتئين مخلوط بازاي هر کيلوگرم وزن بدن خود نياز دارد. در سه ماهه اوّل بارداري افزايش نياز به پروتئين ها کم است ولي تا هنگام زايمان به مرور به مقدار نياز افزوده مي‌شود. مقدار متوسط افزايش نياز به پروتئين ها در اوّلين ماه بارداري، 9 گرم است که در سوّمين ماه بارداري به 9 گرم در هفته تغيير مي‌يابد. در ماه ششم بارداري، بازاي هر سه روز 9 گرم و در آخرين ماه بارداري بازاي هر روز 9 گرم پروتئين اضافي مورد نياز مي‌باشد. در کل در سه ماهه اوّل بارداري حدود 80 گرم پروتئين مخلوط نياز روزانه است که در سه ماهه دوّم به 100 گرم در روز و در سه ماهه آخر به 120 گرم در روز افزايش مي‌يابد. اين مقدار پروتئين دريافتي حدودا تامين کننده 20% کل انرژي دريافتي مادر باردار مي‌باشد.

توصيه مي‌شود که بين دريافت پروتئين از منشا گياهي با مقدار دريافتي از منشا حيواني تعادل وجود داشته باشد يعني نيمي از منبع گياهي و حداقل نيم ديگر از منابع حيواني تامين شود. در واقع بهتر است که دو سوّم پروتئين دريافتي از منشا حيواني باشد که ارزش بيولوژيکي بالاتري دارد. بهترين منابع تامين پروتئين، گوشت قرمز بدون چربي، گوشت مرغ بدون چربي، گوشت ماهي، تخم مرغ، حبوبات، لبنيات، نان و غلات هستند.
نياز به کربوئيدرات ها

در يک رژيم غذايي مناسب، براي اينکه سوخت و ساز مواد غذايي به نحو مطلوب انجام شود ضروري است که 50 تا 60 درصد انرژي مورد نياز از کربوئيدرات ها تامين شود. گاهي خانم هاي باردار براي جلوگيري از افزايش بيش از حد وزن اين دوره، غلات که غني از نشاسته هستند را از رژيم خود حذف مي‌کنند که اين موجب افزايش نسبت چربي ها و قندهاي ساده در رژيم غذايي مي‌گردد. قندهاي ساده بويژه ساکارز يا قند معمولي نبايد بيش از 10% انرژي غذايي را تامين نمايند بنابراين نبايستي بيش از 50 گرم (معادل ده حبه قند) روزانه مصرف شود. نقش مصرف قندهاي ساده در ايجاد چاقي، بخوبي روشن گرديده است. از ساکارز در تهيه شيريني ها، نوشابه ها، کمپوت ها، بستني، و تمام غذاهاي شيرين استفاده ميشود که اگر به اين مطلب توجه نشود قندهاي ساده به مقدار بيشتري مصرف خواهند شد. مصرف قندهاي پيچيده از قبيل نشاسته موجود در غلات و حبوبات که هضم و جذب نسبتا طولاني دارند نقش کمتري در ايجاد چاقي ايفا مي‌کند. اين مواد شکم را براي مدت طولاني پر کرده، گرسنگي را کاهش داده، و از افراط در غذا خوردن جلوگيري مي‌نمايند و موجب کاهش مصرف مواد غذايي از قبيل چربي ها و قندهاي ساده مي‌گردند که مصرف زياد آنها می‌تواند مضر باشد.
نياز به چربي ها

در يک رژيم غذايي متعادل، توصيه مي‌شود بين 25 تا 35 درصد و بطور متوسط حدود 30 درصد انرژي مورد نياز روزانه از طريق چربي ها تامين گردد. اين مقدار تقريبا معادل يک گرم چربي بازاي کيلوگرم وزن بدن است که شبيه به مقدار توصيه شده دريافت پروتئين روزانه مي‌باشد. هر گرم چربي حدود 9 کيلوکالري انرژي براي بدن تامين مي‌کند و بنابراين مصرف 80 گرم چربي روزانه توسط خانم ها همان يک سوم نياز انرژي روزانه را تامين مي‌کند. بايستي توجه داشت که تمام چربي غذا قابل رويت نيست. به عنوان مثال گوشت کاملا بدون چربي حدود 5 درصد چربي در خود دارد.

بدين ترتيب مصرف چربي عموما بيش از مقدار واقعي نياز مي‌باشد. نوع چربي مصرفی اعم از اينکه گياهي و يا حيواني باشد، و همچنين اگر اشباع و يا غير اشباع باشد انرژی يکسانی را برای بدن تامين می‌کند و بنابراين نقش تعيين کننده اي در افزايش وزن و سلامت زن باردار دارد. از چربي هاي حيواني بجز چربي ماهي حتي‌الامکان بهتر است احتراز شود و چربي هاي گياهي بصورت مايع و تنها در حد نياز مصرف گردند.
نياز به عناصر معدنی

نياز به دريافت تمام عناصر معدنی در بارداري تا حدودي افزايش مي‌يابد. گرچه عناصر معدنی مختلف ازجمله فسفر، گوگرد، پتاسيم، مس، سلنيوم و ديگر عناصر هر يک اهميت خاص خود را در سلامت مادر و جنين دارند ولي عناصری که در زير مطرح شده عموما تاثير بسيار بر بارداري و نتيجه آن دارند و عموما نياز به دريافت آنها در بارداري بسيار بيش از موقعيت غير بارداري است.
کلسيم

نياز به دريافت کلسيم در دوره بارداري 50 درصد افزايش مي‌يابد و به 1200 ميلي گرم در روز ميرسد. اگر مصرف لبنيات، سبزي و ميوه کافي باشد اين نياز بخوبي تامين مي‌شود. دريافت ناکافی کلسيم سبب برداشت کلسيم از استخوان هاي مادر ميشود. گرچه بدين ترتيب نياز جنين تامين مي‌گردد، ولي اين فداکاري بدن مادر سبب پوک شدن استخوان هاي زن باردار خواهد شد. لازم به توجه است که مصرف نان هاي تخمير نشده بعلت وجود اسيد فيتيک، جذب کلسيم را کاهش مي دهد.

آهن

مادر تا هفته هاي پاياني بارداري حدود 270 ميلي گرم آهن به جنين منتقل مي‌کند که اين سبب افزايش نياز وي از 15 ميلي گرم به 30 ميلي گرم روزانه مي‌گردد. کم خوني ميکروسيتيک هيپوکروميک ناشي از فقر آهن در بسياري از زنان باردار وجود دارد. مصرف مرتب گوشت، تخم مرغ، نان تخمير شده، و سبزي هاي داراي برگ سبز اين مقدار نياز روزانه را تامين مي‌کند. آهن غذاهاي حيواني بسيار بهتر از آهن غذاهاي گياهي جذب مي‌گردد و نوشيدن چاي که بعلت دارا بودن تانن بر مقدار جذب آهن غذاهاي غير هِم تاثير نامطلوب دارد، بر جذب آهن هِم (که حدود 40% آهن حيوانی را تشکيل می‌کند) تاثيري ندارد. علاوه بر اسيد فيتيک موجود در نانهاي تخمير نشده، اسيد اگزاليک موجود در بعضي گياهان از قبيل اسفناج، چغندر و برگ چغندر و ريواس، موجب کاهش جذب آهن ميگردد. در طبقات فقير، در هنگام بارداري هاي پي در پي و نزديک به هم، و در زنان بارداري که در ماه مبارک رمضان روزه داري مي‌کنند اغلب، کم خوني ناشي از فقر آهن در سه ماهة سوّم بارداري مشاهده مي‌شود که در اين صورت مصرف مکمّل آهن، ضروري بوده و لازمست زن باردار روزانه 30 ميليگرم آهن بصورت قرص، دريافت کند.

سديم

مقدار نمک طعام دريافتي توصيه شده براي افراد معمولي 3 تا 5 گرم روزانه است که در زمان بارداري به 8-7 گرم ميرسد. معمولا مقدار مصرف روزانه خانم هاي باردار بيشتر از اين مقدار است و در صورتيکه مادر دچار ورم شد بهتر است مصرف نمک را کاهش دهد ولي جز در بيماري هاي قلبي عروقي، مقدار دريافت نبايد به کمتر از 8-7 گرم روزانه برسد زيرا خطر اختلالات شديد در تعادل يوني را بدنبال خواهد داشت. در شرايط معمولي ضرورتي براي کاهش نمک دريافتي در دوران بارداري وجود ندارد. حتي در مسموميت حاملگي که عوارضي از قبيل ادم و پروتئين اوري ظاهر مي‌شود هم دليلي براي محدود کردن سديم دريافتي وجود ندارد. تنها در صورتي که عارضه قلبي يا فشار خون بالا وجود داشته باشد محدود کردن سديم رژيم، ضروري است گرچه در هيچ حالتي رژيم نبايد شديدا کم سديم باشد. از دست دادن سديم زياد، خطر تشديد مسموميت از طريق کاهش حجم خون را در پي خواهد داشت که اين خود موجب ترشح زياد رنين و افزايش فشار خون خواهد بود. بهتر است به موازات کاهش سديم، دريافت پتاسيم افزايش يابد و از مصرف قهوه، الکل و چربي هاي اشباع نيز پرهيز گردد.

بسياري از غذاهاي آماده، داراي مقدار زيادي سديم هستند که به عنوان مثال مصرف کنسروها، کالباس و سوسيس در زمان بارداري بايد به حداقل برسد و از مصرف کنسرو ماهي ها، بيسکويت شور، زيتون شور، خيار شور، پنيرهاي شور، سُس هاي تجارتي و ماهي هاي نمک سود، خودداري شود. در عوض شير و لبنيات، ميوه هاي تازه و همينطور سبزي هاي تازه از نظر سديم نسبتا فقير هستند. مواد غذايي غني از پتاسيم شامل گوشت ها و ميوه ها، غلات بويژه برنج، سبزي ها و صيفي ها، ميوه هاي تازه و خشک و آشاميدنی ها هستند.

وقتي قرار است مقدار كمتري نمک به غذا زده شود بهتر است از آب پز کردن غذا که آنرا خوش طعم نمي‌کند پرهيز شده و در عوض غذا بخارپز، کباب و يا دم شود (در آب خودش بپزد). ماهي ها حتي انواع دريايي آن (بجز ماهي حلوا) سديم بيشتر از گوشت قرمز ندارند.

منيزيوم

گرچه مقدار کل منيزيوم موجود در بدن فقط بين 40-20 گرم است ولي علاوه بر اينکه در ساختمان استخوان ها و دندان مشارکت مي‌کند، ضمنا در فعال کردن بيش از 300 آنزيم بويژه انواعي که در ذخيره و رها کردن انرژي دخالت دارند هم نقش عمده دارد. منيزيوم از يون هاي درون سلولي است که در مقابل کلسيم (به عنوان يک يون خارج سلولي) در انتقال تحريکات عصبي و انقباض عضلاني نقش ايفا ميکند بطوريکه کلسيم براي انقباض عضلات و منيزيوم براي حالت آرامش عضلات، ضروري هستند. به اين ترتيب کمبود منيزيوم مي‌تواند موجب اسپاسم عضلاني و اختلال در عملکرد اعصاب گردد. اين عنصر براي تشکيل DNA و RNA و عملکرد مناسب آنها و همچنين براي ترشح هورمون پاراتيروئيد، انعقاد خون، و تشکيل ويتامين D ضروري است. بنابر اين اثر کمبود احتمالي منيزيوم در مادر و جنين بسيار خطرناک خواهد بود. منيزيوم در کلروفيل گياهان وجود دارد و بنابراين گياهان سبز غني از منيزيوم هستند. ضمنا حبوبات و مغزها نيز غني از منيزيوم هستند. اگرچه در بسياري از مواد غدايي اين عنصر وجود دارد ولي لبنيات منبع غذايي عمده اي محسوب نمي‌شوند. به هر حال معمولا کمبود دريافت مشاهده نمي‌شود و ضمنا مسموميت در اثر مصرف بالاي آن بسيار نادر است.

يُد

عملکرد اصلي اين عنصر در بدن، شرکت در ساختمان هورمون هاي تيروئيدي است و در موقع کمبود دريافت يد، غده تيروئيد براي توليد هورمون، بزرگ مي‌شود که به آن گواتر ساده گفته مي‌شود. در زن باردار حتي کمبود خفيف يد ميتواند سبب نقائص برگشت ناپذير در جنين شود. بيماري کِرتينيسم بيماريي است که در اين حالت ايجاد مي‌شود و با متابوليسم پايه پايين، خشکي پوست، کلفتي لب ها، بزرگي زبان، نقص تکامل عضلاني و استخواني و عقب ماندگي ذهني نوزاد مشخص ميگردد. منبع اصلي يُد، غذاهاي دريايي هستند. گرچه امروزه به نمک طعام هم يُد اضافه مي‌شود، ولي اين موضوع نبايستي زن باردار را جهت مصرف بيشتر نمک ترغيب کند. ضمن اينکه مقداري از يُد موجود در نمک طعام هنگام پخت غذا از بين مي‌رود. اغلب آب هاي شيرين يُد کمي دارند و بنابراين ماهي هاي آب شيرين (از قبيل قزل آلا و کپور رودخانه اي) يُد چنداني به بدن نمي‌رسانند. برخي غذاها حاوي مواد گواترزا هستند که با ترکيب شدن با يد مصرفي آنرا از دسترس بدن خارج مي سازند. گياهان خانواده کلم و برخي ديگر از سبزي ها و همچنين بادام زميني داراي مواد گواتروژن هستند ولي خوشبختانه مواد گواترزاي آنها توسط حرارت، غيرفعال مي‌شوند.

روي

اين فلز اعمال متعددي در بدن دارد و ازجمله در ساختمان بسياري از آنزيم ها و سنتز DNA و RNA و در نتيجه سنتز پروتئين ها شرکت دارد. بدين ترتيب در رشد و تکامل جنيني و پاسخ هاي ايمني نقش مهمي دارد. روي در تمام منابع خوب پروتئيني (گياهي يا حيواني) وجود دارد. منابع عالي آن شامل گوشت، تخم مرغ، حبوبات، لبنيات، غلات سبوس دار و سبزي هاي سبز تيره و زرد تيره هستند. روي از مواد حيواني، بهتر جذب مي‌شود در حاليکه در منابع گياهي فيبر و فيتات جذب روي را کاهش مي‌دهند. مصرف مقادير زياد روي بصورت مکمل، آثار سوئي شامل کمبود مس، کم خوني، نقص ايمني و کاهش HDL به بار مي‌آورد.

فلوئور

نقش فلوئور در افزايش مقاومت دندان ها به پوسيدگي و حفظ ساختمان استخوان ها محرز است. مصرف فلوئور کافي در بارداري جهت افزايش مقاومت دندان هاي مادر و همچنينن حفظ استخوان هاي او و کمک به رشد مناسب استخواني جنين ضروري است.
نياز به ويتامين ها

واضح است که نياز به دريافت اغلب ويتامين ها در بارداري تا حدودي افزايش مي‌يابد. گرچه ويتامين هاي مختلف ازجمله D,E, K, C, B2, B1، نياسين، بيوتين و اسيد پانتوتنيک هر يک اهميت خاص خود را در سلامت مادر و جنين دارند ولي در زير به ويتامين هايي پرداخته شده که تاثير بسيار بر بارداري و نتيجه آن دارند و گاهي نياز به دريافت آن ها در بارداري بسيار بيش از موقعيت غير بارداري است.

ويتامين A

ازجمله ويتامين هايي است که علاوه بر نقش داشتن در بينايي، توليد مثل و عملکرد مناسب سيستم ايمني در تقسيم سلولي، تشکيل و رشد استخوان و دندان، و سنتز و حفظ اپي تليوم نيز نقش مهمي ‌ايفا ميکند. بنابراين کمبود آن مي‌تواند سبب نقائص جنيني شود. اين ويتامين در مواد غذايي حيواني ازجمله زرده تخم مرغ و همچنين در لبنيات (بويژه انواع پرچربي) وجود دارد.

افراديکه مايلند رژيم کم چرب و يا رژيم گياهي داشته باشند (که البته رژيم صرفا گياهي براي مادر باردار توصيه نمي‌شود) مي‌توانند پيش ساز اين ويتامين را از طريق غذاهاي گياهي حاوي کاروتنوئيدهاي فعال از قبيل سبزي ها و ميوه هاي زرد، نارنجي، قرمز و سبز تيره مثل هويج، کدو حلوايي، کدو خورشي، زردآلو، طالبي، انبه، برگ چغندر، کلم، گل کلم، کنگر فرنگي، مارچوبه، بروکلي، اسفناج، گوجه فرنگي و فلفل دلمه اي قرمز دريافت کنند. مصرف مقدار زياد اين ويتامين (بويژه وقتي به شکل مکمل دريافت شود) مي‌تواند موجب مسموميت شود که آثاري از قبيل تهوع، استفراغ، درد شکم، کاهش وزن، خشک و پوسته پوسته شدن پوست، تُنُک شدن موها، التهاب استخوان هاي بلند، دردهاي مفصلي، سردرد، و بزرگ شدن کبد را نشان مي‌دهد. از همه بدتر اينکه زنان باردار ممکنست دچار سقط خودبخودي و يا نقائص تولد در نوزاد گردند.

اسيد فوليک

از ويتامين هايي است که نقش مهمي در ساخته شدن خون و در نتيجه پيشگيري از کم خوني ماکروسيتيک (مگالوبلاستيک) دارد. فولات در روند تبديل اسيدهاي آمينه به عنوان يک کوآنزيم عمل مي‌کند و به همين دليل براي سنتز DNA و تقسيم سلولي، ضروري است. به همين دليل براي فعاليت سلول هايي که تقسيم سريع دارند ازجمله گلبول هاي قرمز خون و سلول هاي جنيني بسيار اهميت دارد. کمبود فولات سبب نقص تشکيل اندام هاي جنيني بويژه لوله عصبي (از قبيل بيماري اسپينابيفيدا) مي‌گردد. فولات از ويتامين هاي محلول در آب است که مصرف بالاي آن مسموميت ندارد. غذاهاي گياهي مثل سبزي ها، حبوبات و همچنين بسياري از غذاهاي حيواني، حاوي فولات هستند. حرارت اين ويتامين را تخريب مي‌کند و گرفتن سبوس غلات آنرا از دانه جدا مي‌سازد. ويتامين C و محيط اسيدي به حفظ اين ويتامين در غذا کمک ميکند. معمولا در بارداري مصرف مکمل فولات تجويز مي‌شود ولي همواره در هنگام مصرف مکمل فولات بايد احتمال کمبود ويتامين B12 هم مورد توجه باشد چه اينکه در صورت کمترين احتمال کمبود ويتامين B12 لازمست علاوه بر فولات آن ويتامين هم تجويز شود.

ويتامين B6

گروهي از ترکيبات به نامهاي پيريدوکسين، پيريدوکسال و پيريدوکسامين که قبلا به نام ويتامين B6 ناميده مي‌شدند به عنوان بخشي از کوآنزيم پيريدوکسال فسفات، فعاليت مي‌کنند. اين ويتامين براي تبديل تريپتوفان (يک اسيد آمينه) به نياسين (يک ويتامين) و نيز جهت تشکيل هِمِ موجود در هموگلوبين گلبول هاي قرمز، ضروري است و بنابراين از ويتامين هاي خون ساز بشمار ميرود.

ميزان توصيه شده دريافت اين ويتامين به مقدار پروتئين دريافتي، بستگي دارد. با افزايش دريافت پروتئين و يا با افزايش نياز بدن به پروتئين (ازجمله در بارداري) نياز به اين ويتامين افزايش مي‌يابد بطوريکه مقدار توصيه شده (RDA) از 6/1 ميليگرم روزانه به 2/2 ميليگرم مي‌رسد. اين ويتامين در مواد غذايي گياهي و حيواني بجز چربي ها و قندها وجود دارد ولي چون در گياهان به فيبر و ديگر مواد متصل است، بنابراين فراهمي زيستي منابع حيواني آن بيشتر است.

گرفتن سبوس غلات آنرا از دانه جدا و حرارت و انجماد آنرا از بين مي‌برد. توجه به اين نکته ضروري است که گرچه اين ويتامين هم محلول در آب است ولي دريافت مقادير بالاي آن (مثلا بيش از 100 ميليگرم در روز بمدت طولاني جهت درمان افسردگي يا بيماري قلبي) عوارضي ايجاد ميکند. اين عوارض بيشتر در ارتباط با سيستم عصبي است و ازجمله ميتوان کِرِختي دست ها و پاها و اِشکال در راه رفتن را نام برد





مصرف غذاهاي محرک

دوران بارداري و بويژه اواخر آن توام است با فشار به دستگاه گوارش که در نتيجه ظهور برخي عوارض گوارشي، اجتناب ناپذير است. نوشيدن زياد چاي و قهوه و همچنين مصرف زياد ادويه ها و بويژه فلفل در اين دوران مشکل را حادتر ميکند. آلکالوئيدهاي موجود در چاي و قهوه از قبيل تئين و کافئين، علاوه بر اختلال دستگاه گوارش سبب کم خوابي نيز مي‌شود. مصرف ادويه سبب سوزش معده و تحرّيک مجاري ادراري و همچنين ورم مثانه مي‌شود و قابل توصيه نمي‌باشد.
مصرف فيبرهاي غذايي

علاوه بر درشت مغذي ها و ريزمغذي ها، مصرف فيبرهاي غذايي که آب را در خود نگهداشته و حجم مدفوع را زياد مي‌کنند ضروري است. فيبرها علاوه بر سرعت دادن به حرکت مواد در روده ها، مواد سمي درون روده ها را نيز جذب و به همراه خود دفع مي‌کنند. از آنجا که شدت و سرعت فعاليت دستگاه گوارش زن در بارداري کاهش مي‌يابد، مصرف مواد فيبري، بسيار ضروري خواهد بود. منبع اصلي فيبرهاي غذايي سبوس غلات، سبزي ها، و ميوه ها هستند که علاوه بر فيبرهاي غذايي، مقاديري ويتامين هاي ضروري را نيز براي بدن تامين مي‌نمايند.
مايعات مصرفي

علاوه بر آبي که از طريق غذاها به بدن ميرسند، در دوران بارداري مصرف روزانه 2-5/1 ليتر آب ضروري است. اين مقدار آب از طريق نوشيدن آب و ديگر مايعاتي چون چاي يا قهوه، آش يا سوپ، و آشاميدنی هاي مختلف، تامين مي‌شود.

نوشيدن هر نوع نوشابه گاز دار و حتي آب گاز دار شده سبب نفخ شده، هضم را مختل مي‌کند و در مصرف طولاني مدت سبب پوكي استخوان هم مي‌شود كه بنابراين بهتر است در بارداري منع گردد. همانگونه که پيش از اين ذكر شد مصرف چاي و قهوه زياد نيز در اين دوران مناسب نمي‌باشد. مصرف آب هاي داراي سديم در تمام افراد در معرض فشار خون بالا، و ازجمله در خانم هاي باردار، توصيه نمي‌شود. مصرف آب هاي داراي کلسيم بالا مقداري کلسيم براي فرد تامين مي‌کند که مناسب است ولي در کساني که کليه هايشان بطور ژنتيکي آمادگي توليد سنگ هاي آهکي داشته باشد مي‌تواند موجب توليد اين گونه سنگ ها شود. مصرف نوشيدني هاي شيرين شده مقدار زيادي قند به بدن ميرساند. به عنوان مثال مصرف يك ليتر نوشيدني ميوه اي بين 150-120 گرم شكر در اختيار بدن مي‌گذارد‏، در حاليكه فقط مصرف حداكثر 60-50 گرم شكر در روز قابل قبول ميباشد.
تعادل رژيم غذايي زن باردار

رژيم غذايي زن باردار بايستي در هر وعده از هر 4 گروه اصلي مواد غذايي يعني غلات، سبزي ها و ميوه ها، گوشت ها و حبوبات، و همچنين لبنيات را داشته باشد. گروه غلات که بيشترين نياز روزانه غذايي را به خود اختصاص مي‌دهند علاوه بر داشتن کربوئيدرات هايي که انرژي ضروري را در اختيار زن باردار قرار مي‌دهند، داراي بعضي املاح ضروري و برخي ويتامين هاي گروه B نيز مي‌باشند. ميوه ها و سبزي ها در درجه اوّل ويتامين C، اسيد فوليک و پيش سازهاي ويتامين A و در درجات بعد، عناصر ارزشمندي چون منيزيوم، منگنز، سديم و پتاسيم و در نهايت فيبرهای غذايی را در اختيار بدن قرار مي‌دهند. فيبرها بويژه در تنظيم و تسهيل حرکات روده در زنان باردار نقش مهمي ‌ايفا مي‌کند. لبنيات، منبع اصلي کلسيم بوده ضمنا ويتامين A و پروتئين با ارزش بيولوژيکي بالا را به بدن مي رسانند. گوشت ها نيز از نظر تامين ويتامين بسيار مهم و خون ساز B12، آهن و ديگر عناصر و همچنين از نظر پروتئين با کيفيت مرغوب، منابع بسيار مهمي بشمار ميروند. مصرف تنها بعضي از گروه هاي غذايي و توجه زياد به غذاهاي متفرقه از قبيل غذاهاي بسيار چرب و شيريني هاي فراوان، تعادل رژيم غذايي زن باردار را بر هم مي زند.

بهتر است غذا در قالب 3 وعده اصلي و 2 ميان وعده، مصرف شود. ضمنا لازم است صبحانه کامل و داراي پروتئين بالا خورده شود تا از ايجاد هيپوگليسمي که اغلب در طي بارداري ديده مي‌شود جلوگيري کند. مصرف شير و تخم مرغ يا قطعه اي گوشت سرد در موقع صبحانه به همراه ميوه تازه و نان، قابل توصيه است در حاليکه لازمست در مصرف شيريني و نان هاي روغني که انرژي بالايي را به بدن ميرسانند افراط نشود. در ميان وعده ها نيز بهتر است از ميوه تازه يا کمپوت ميوه، لبنيات و نان يا بيسکويت همراه آشاميدني مصرف شود. بهتر است در اين دوران 20% انرژي مورد نياز روزانه از پروتئين ها، حدود 55% از کربوئيدراتها و بين 30-25% از چربي ها تامين گردند.
رژيم غذايي در زمان ناراحتي هاي گوارشي

تهوع و استفراغ از مشکلاتي است که برخي از زنان در دوران بارداري به آن مبتلا هستند. حذف مواد غذايي با بوي ناراحت کننده تاثير مثبتي در کاهش ناراحتي اين خانم ها دارد. مصرف حجم کمتري از غذا در هر وعده و افزايش تعداد کل وعده هاي غذايي روزانه (حتي تا ميزان هر 2 ساعت يکبار) هم در کاهش مشکل نقش دارد گرچه لازمست توجه شود که کل غذاي دريافتي نبايد از مقدار معمول و مورد نياز روزانه يک زن باردار تجاوز کند. خوردن بيسکويت و نان خشک اگر همراه مايعات نباشد در کاهش تهوع موثر است. اگر ميزان استفراغ خيلي بالا نباشد ميزان 2000 کيلو کالري روزانه در اوايل بارداري، کافي مي‌باشد. به تدريج که از حالت تهوع کاسته ميشود مي‌توان تعداد وعده ها را کاهش داد و به 4 وعده مساوي رساند.


گاهي سوء هاضمه در اين دوران با عوارض يبوست يا اسهال و نفخ دستگاه گوارش ممکنست وجود داشته باشد که فيبرهاي غذايي ممکنست موجب تشديد اختلال گوارشي شوند. اين حالت بر عکس يبوست مزمن در دوره بارداري است که براي درمان آن لازمست رژيم غذايي پُرفيبر مصرف شود. در زمان سوء‌ هاضمه، مصرف نان سبوس دار خطر ايجاد ورم معده دارد و بهتر است حبوبات نيز از رژيم غذايي، حذف شوند. هنگام طبخ گوشت بهتر است ابتدا قطعات کوچک گوشت در روغن تفت داده شده و روغن آنها با دستمال کاغذي گرفته شود و سپس با آب پخته شود که در اين صورت علاوه بر مطبوع بودن، قابليت هضم آن نيز بيشتر خواهد بود.
رژيم غذايي در زمان عفونت هاي ادراري

اغلب عفونت هاي ادراري در اثر کاهش حرکات مجاري ادراري و نيز قليايي شدن PH ادرار بوجود مي‌آيند لذا لازمست افراد، گوشت هاي لاغر بدون چربی، ماهي، تخم مرغ، پنير (و نه شير که PH ادرار را قليايي مي‌کند)، شکلات و برنج که در نتيجه متابوليسم آنها PH ادرار اسيدي می‌شود مصرف نکنند و از خوردن سبزي ها و ميوه هايي چون اسفناج، ترشک، مارچوبه، پياز، گوجه فرنگي، گيلاس، زردآلو و سيب هم که ادرار را قليايي مي‌کند احتراز شود. ضمنا مصرف مواد محرّک از قبيل ادويه ها ، فلفل سبز و قرمز، سيرابي، غذاهاي گوگردي مثل سير و تربچه و نيز مشروبات الکلي و چاي و قهوه موجب تحريک مخاط روده و مثانه هستند. در کل لازمست مايعات مصرفي روزانه افزايش يابند.
چاقي در بارداري

مصرف بيش از حد غذا در اين دوران مي‌تواند بجاي افزايش وزن مناسب دوران بارداري (که قبلا ذکر شد 16-5/11 کيلوگرم براي زنان معمولي است) موجب افزايش وزني در حدود 25-20 کيلوگرم شود که مي‌تواند موجب افزايش احتمال وزن بالاي تولد نوزاد، ظهور ديابت مادر در بارداري و چاق ماندن پس از بارداري شود. جهت احتراز از چاقي مفرط در بارداري، لازمست در عين اينکه مادر جهت آرام کردن حس گرسنگي غذا مي‌خورد، ولي غذاي مصرفي بصورتي انتخاب شود تا انرژي دريافتي کم باشد. بايد به مادر آگاهي داده شود که افزايش وزن خيلي کم يا خيلي زياد مي‌تواند براي کودک او خطرناک باشد و مادر چاق به دشواري مي‌تواند به زيبايي قبلي خود برگردد. لذا لازمست رژيم مادر در معرض اضافه وزن زياد، داراي کربوئيدرات و چربي کم و پروتئين بالا باشد. همچنين رژيم حاوي فيبر زياد و بدون مواد محرّک باشد. براي طبخ غذاهاي گوشتي نيز از روش کباب کردن، بخارپز کردن يا آب پز کردن استفاده شود. پوست مرغ و چربي گوشت نبايد مصرف گردند. آبي که هنگام کباب کردن از گوشت مي‌چکد بسيار چرب است و بهتر است مصرف نشود. شير و ماست بهتر است کم چرب و سالاد بدون سُس چرب باشد. سبزي را نبايد سرخ کرد و از مصرف نوشابه، قند، مربا و شيريني هم خودداري شود.
ديابت در بارداري

اغلب تصور مي‌شود که افراط در مصرف قند موجب ديابت مي‌شود در حاليکه چاقي (که عموما ناشي از مصرف مقدار زيادي از مواد غذايي انرژي زا ازجمله مواد قندي است) در افرادي که زمينه ابتلا به ديابت را داشته باشند موجب ظهور اين بيماري مي‌گردد. علاوه بر چاقي مادر در بارداري، داشتن سابقه ديابت در خانواده زن باردار و همچنين بدنيا آوردن نوزاد با وزن تولد بيش از 4 کيلوگرم احتمال ابتلاي مادر در 50-40 سالگي را افزايش مي‌دهد. جهت جلوگيري از اين خطر، لازمست مادر در دوران بارداري افزايش وزن زياد نداشته باشد. در عين حال چنانچه مادر در دوران بارداري به ديابت مبتلا باشد لازمست رژيم غذايي خاصي را پيروي کند. حذف قند و شکر و جايگزين کردن آنها با ساخارين يا آسپارتام و يا ساير شيرين کننده هاي بدون عوارض، ضروري است. همچنين مصرف مواد غذايي نشاسته اي محدود شده و از خوردن شيريني ها و نوشابه هاي شيرين پرهيز گردد. روغن مصرفي هم بايد محدود شده و از روغن هاي گياهي اشباع نشده (غير از روغن هاي نخل و نارگيل) به مقدار کم مصرف شود. در عوض بهتر است رژيم غذايي غني از گوشت بي چربي و ماهي تازه (و نه کنسروهاي داراي روغن) باشد. شير مصرفي هم بايد کم چرب و يا بدون چربي باشد. پروتئين مصرفي براي اين گونه مادران بايستي 5/1 گرم بازاي کيلوگرم وزن بدن باشد تا دريافت انرژي کاهش نيابد چون بر جنين تاثير نامطلوب خواهد داشت. مصرف سبزي هاي غيرنشاسته اي خام يا بخارپز، بسيار لازم است ولي سبزي هاي محرّک (که در عفونت هاي ادراري ذکر شد) نبايد مصرف شوند. مصرف يک چهارم کيلوگرم ميوه هاي کم شيرين از قبيل پرتقال، نارنگي، گريپ فروت، طالبي (انواع کم شيرين) و توت فرنگي مناسب است. غذا در قالب همان سه وعده اصلي و 2 ميان وعده و بصورت کم نمک مصرف شود (تا اشتها کاهش يابد) و آب فراوان نوشيده شود. قند خون هم بايد بطور مرتب مورد بررسي باشد.
انتخاب جنسيت کودک از طريق غذا

بررسي هاي انجام شده در مدلهاي حيواني نشان داده که اگر لارو کرم هاي دريايي در آبي که به آن پتاسيم افزوده شده قرار گيرند بيشتر نوزادان نر مي‌شوند در حاليکه اگر آب قليايي و بويژه غني از کلسيم باشد، اغلب نوزادان ماده مي‌شوند ولي در آب داراي تعادل يوني در دو جنس تعادل وجود دارد. بنظر ميرسد که نسبت پتاسيم به کلسيم و منيزيوم اهميت دارد بطوريکه با افزايش پتاسيم و سديم اکثر نوزادان نر، و با افزايش کلسيم و منيزيوم اکثر آنها ماده مي‌شوند. مطالعات روي گاوهايي که در محيط آکنده از دود پتاسيم بودند و غذاي غني از کلسيم مصرف مي کردند نشان داد که 90% گاوهاي بدنيا آمده، نر بودند. مشابه همين نتايج در مطالعات انجام شده روي زنان کانادايي بدست آمده است. بنظر ميرسد که تغيير يونها موجب تغيير تمايل غشاي اوول مي‌شود. براي موفقيت در اين امر لازمست حداقل در پريود ماهانه قبل از بارداري رژيم پُرسديم و پتاسيم براي پسرزايي و رژيم پُرکلسيم مثل لبنيات و فقير از سديم و پتاسيم براي دخترزايي شروع شود. در مواردي از قبيل فشارخون بالا، ناراحتي هاي قلبي و نارسايي کليه مصرف رژيم پسرزايي (بدليل سديم بالا) ممنوع است. در عوض به هنگام وجود اختلالات عصبي، بالا بودن کلسيم خون و نارسايي کليوي هم رژيم دخترزايي نبايد تجويز شود. غذاهاي کم سديم و پُرسديم و همچنين کم پتاسيم و پُرپتاسيم در صفحات قبلي ذکر شده اند. براي موفقيت رژيم مورد نظر بايد با جديت پيگيري شود. ذکر اين نکته ضروري است که مطالعات انجام شده روي خوک ها اين نظريه را تاييد نکرده است و قراردادن آنها در محيط پُرپتاسيم و مصرف غذاي پُرکلسيم نتوانسته نسبت جنسي را در متولدين تغيير دهد.
نيازهای تغذيه ای در دوران شيردهی

نيازهاي تغذيه اي مادر در دوران شيردهي مشابه دوران بارداري است. کمبود تغذيه ای مادر آثار جانبی واضحی بر شروع شيردهی و يا طول مدت آن ندارد و مادر در تامين نيازهای تغذيه ای نوزاد تا حدود زيادی موفق خواهد بود گرچه تاثير نامطلوب اين کمبودها بر مادر بسيار شديد خواهد بود. زنان مبتلا به کمبودهای تغذيه ای قادرند روزانه 800-500 ميلی ليتر شير توليد کنند که ممکنست از نظر حجم کافی نباشد و همچنين امکان دارد چربی و برخی ويتامين های موجود در شير (ازجمله ويتامين A) در شير آنها کمتر باشد. در هر حال حتی چنين شيری نيز از شير هر گونه دام يا شير های مصنوعی بهتر خواهد بود.
نياز به انرژي

گرچه مقدار توليد شير در مادران بين 700 تا 1200 ميلي ليتر متفاوت مي‌باشد، اما بطور متوسط مقدار توليد شير روزانه را 850 ميلي ليتر در نظر ميگيرند. براي توليد 850 ميلي ليتر شير در روز، مادر به 750 كيلوكالري انرژي اضافي نياز دارد. همانگونه كه در تغذيه دوران بارداري اشاره شد، يكي از اجزاي افزايش وزن مادر در دوران بارداري، افزايش وزن يا ذخيره چربي در بدن مادر است. چربي ذخيره شده در بدن مادر در دوران بارداري نه تنها مضر نيست بلكه براي شروع موفقيت آميز شيردهي، مفيد است. به عبارت ديگر، اگر مادر خواهان سلامتي كودك و سلامتي و زيبايي خود مي‌باشد بايد شير دهد. اضافه وزن كسب شده در دوران بارداري در صورتيكه مادر شير دهد طي مدت يكسال با داشتن يك رژيم غذايي متعادل از بين ميرود و مادر به وزن قبل از بارداري خود بر ميگردد. در صورتيكه مادر شيرده در تلاش براي از دست دادن سريعتر وزن خود باشد، اين تلاش موجب عصبي شدن او و تامين نشدن شير كافي براي شيرخوار مي‌شود. نگاهي به جدول ميزان توصيه شده انرژي براي زن قبل از بارداري،‌ در طي دوره بارداري، و در دوران شيردهي نشان مي‌دهد كه حدود نيمي از انرژي مورد نياز براي توليد شير از ذخاير دوران بارداري و نيم ديگر از طريق غذاي مادر تامين مي‌شود. با وجود اين، نياز به انرژي مادر در دوران شيردهي كمي بيشتر از دوران بارداري است. در دوره بارداري بطور متوسط دريافت روزانه 200 كيلوكالري انرژي اضافي توصيه مي‌شود، درصورتيكه در دوران شيردهي 400 كيلوكالري انرژي بيش از مقدار دريافتي در زمان قبل از بارداري توصيه مي‌گردد.
نياز به پروتئين

نياز به پروتئين نيز در دوران شيردهي بيشتر از دوران بارداري است. اگر متوسط توليد شير مادر را 850 ميلي ليتر در نظر بگيريم، از آنجا كه ميزان پروتئين شير مادر حدود 2/1 درصد است بنابراين مقدار پروتئين موجود در شير مادر، روزانه 10 گرم مي‌باشد. با توجه به اينكه پروتئين موجود در شير مادر پروتئين عالي با ارزش بيولوژيكي بالاست اما پروتئين هاي غذاي دريافتي مادر، مخلوطي از پروتئين هاي حيواني و گياهي است كه ارزش بيولوژيكي پائين تر از شير مادر دارد، براي ساخته شدن 10 گرم پروتئين موجود در شير، مادر بايد حدود 20 گرم پروتئين بيشتر نسبت به دوره قبل بارداري دريافت نمايد. به عبارت ديگر افزايش نياز به پروتئين مادر شيرده نسبت به قبل از بارداري بيش از 40 درصد است در حاليكه در دوران بارداري افزايش نياز به پروتئين مادر حدود 30 درصد مي‌باشد.
نياز به ويتامين A

از ريز مغذي هايي كه در دوران شيردهي نسبت به دوران بارداري مادر نياز بيشتري دارد ويتامين A است كه با مصرف منابع غذايي پروتئيني حيواني مخصوصا لبنيات، و همچنين مصرف سبزي ها و ميوه ها كه حاوي پيش ساز اين ويتامين هستند تامين مي‌شود.
نياز به ويتامين C

نياز به ويتامين C زن شيرده نيز بيشتر از زن باردار است. ميزان توصيه شده اين ويتامين براي زن غيرباردار، 60 ميلي گرم، براي دوران بارداري 70 ميلي گرم و براي 6 ماهة اوّل شيردهي 95 ميلي گرم و براي بقيه دوران شيردهي 90 ميلي گرم است.
نياز به ويتامين هاي B

نياز به ويتامين هاي گروه B در دوران شيردهي (به استثناي ويتامين B5 و اسيد فوليك كه در دوران بارداري نياز آن بيش از دوران شيردهي است) بيشتر از دوران بارداري است.
نياز به عناصر معدنی

نياز به عناصر معدني در دوران شيردهي به استثناي آهن كه نياز مادر در دوران بارداري بيشتر از شيردهي است،‌كمي بيشتر از دوران بارداري مي‌باشد.

افزايش نياز به ويتامين ها و عناصر معدني در دوران شيردهي با يك رژيم غذايي متعادل كه تامين كننده انرژي و پروتئين كافي براي اين دوره باشد معمولا تامين مي‌شود.

 











لیومیوم

 

لیومیوم ها
لیومیوم های رحم که معمولا فیبروئید یا میوم نامیده می شوند شایعترین تومورهای تو پر لگنی در زنان هستند.این توده ها در بررسی های پاتولوژیک 80 درصد زنان یافت می شود ولی تنها در حدود 20 تا 30 درصد انها لز نظر بالینی قابل تشخیص می باشند.شیوع لیومیوم ها با افزایش سن در سنین باروری افزایش می یابد به نحوی که بیشترین شیوع میوم علامتدار در حوالی یائسگی است.

(روی عکس کلیک کنید)



گروه های در معرض خطر بیشتر ابتلا عبارتند از :

1-
زنان سیاهپوست
2-
زنان چلق
3-
سنین حوال یائسگی
4-
زنان زایمان نکرده (در سنین باروری )
توجه
ترکیبات ocp با دوز پایین نه تنها اثری بر رشد لیومیوم ها ندارند بلکه شواهدی وجود دارد که این عوامل خطر بروز میوم ها را کاهش می دهند.
پاتوفیزیولوژی :
لیومیوم در واقع یک تومور نشات گرفته از عضله ی صاف رحم است که علت به وجود آمدن آن به طور دقیق مشخص نشده است ولی عواملی که امروزه در ارتباط با بروز و زشد این توده ها مطرح هستند عبارتند از:1- استروئیدهای گونادی (استروژن و پروژسترون )
2-
موتاسیون های سوماتیک
3-
عوامل رشد دهنده ی بافتی مانند عامل تغییر شکل دهنده ی رشد-بتا و عامل رشد فیبروبلاست
لیومیوم ها بر اساس محل اناتومیک قرار گرفتنشان به 3 گروه اصلی تقسیم می شوند :
1-
لیومیوم زیر صفاقی
2-
لیومیوم درون دیواره
3-
لیومیوم زیر مخاطی
توجه :لیومیوم های زیر مخاطی اغلب سبب خونریزی عیرطبیعی رحمی AUB می شوند و انواع پایه دار آنها می توانند به داخل گردن رحم یا واژن پرولابه شوند
توجه :اکثر لیومیوم ها متععدد و دارای محدوده ای بیش از یک محل اناتومیک می باشند . به عنوان مثال یک لیومیوم درون دیواره ای اغلب همراه با یک جزء زیر مخاطی است.